
روز گذشته، در فضایی گرم و صمیمی با آقای دکتر عبدالکریم حسینزاده، معاون توسعه روستایی و مناطق محروم رئیسجمهور، درباره امکان همکاری دبیرخانه شورای راهبری توسعه مکران با این معاونت گفتوگو کردم. مکران در توضیحات ایشان درباره چهار اولویت اصلی معاونت، جایگاهی پررنگ داشت؛ اشتراکی که زمینه مناسبی برای همکاری در توانمندسازی جوامع محلی و بهبود زیرساختهای زندگی در این پهنه فراهم میکند.
جوانی و برخورد بیتکلف ایشان، فضای جلسه را گرم و صمیمی کرده بود؛ تا آنجا که صحبت، به شوخی، به این رسید که عنوان جوانترین عضو کابینه به چه کسی میرسد و نام آقایان دکتر افشین، معاون علمی رئیسجمهور، و دکتر ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، هم در این گفتوگوی دوستانه به میان آمد.
در ادامه، جنوب استان کرمان بهعنوان اولویتی جدی برای همکاری* مطرح شد. آنچه بهویژه توجهم را جلب کرد، توضیحات ایشان درباره انتخاب این منطقه برای اجرای آزمایشی الگویی تازه از توسعه، متناسب با زیستبوم و فرهنگ مردم بود. اقدامات زیرساختی معاونت با توجه به معماری بومی و سبک زندگی مردم طراحی میشود؛ ملاحظهای اساسی که میتواند به کارآمدی و ماندگاری پروژهها کمک کند و مبنای برنامهریزی مشترک قرار گیرد.
این گفتوگو برای من به پرسشی پیوند خورد که مدتهاست ذهنم را درگیر کرده است: چرا بسیاری از روستاهای ما بهمرور توان اقتصادی و جمعیت جوان خود را از دست میدهند؟ چرا با وجود هزینههایی که برای زیرساختها و خدمات روستایی میشود، در بسیاری از مناطق، درآمد پایدار شکل نمیگیرد و جوانان همچنان آینده خود را در مهاجرت به شهرها جستوجو میکنند؟
بسیاری از ما در تصاویر و ویدئوهای اینستاگرامی، روستاهایی در سوئیس و اتریش دیدهایم که در میان طبیعت چشمنواز، زندگی در آنها جریان دارد؛ مردم کار میکنند، کسبوکارهای محلی فعالاند و گردشگران نیز به اقتصاد منطقه کمک میکنند. البته این تصویر، واقعیت همه روستاهای این کشورها نیست؛ برخی مناطق دورافتاده آنها نیز با کاهش جمعیت مواجهاند. آنچه برای ما آموزنده است، تلاش برای پیوند دادن جاذبههای طبیعی و هویت بومی با فرصتهای درآمدی، خدمات و دسترسی مناسب است.
یکی از جزئیات جالب این زندگی روستایی، فروش پنیر و محصولات محلی در برخی دکهها و یخچالهای بدون فروشنده در سوئیس است؛ گردشگر محصول را برمیدارد و مبلغ آن را در صندوق میاندازد. تصویری ساده و ملموس از اعتماد در دادوستد روزمره؛ و از اینکه چگونه تولید روستایی میتواند مستقیماً به بازار گردشگری متصل شود و برای مردم همان محل درآمد ایجاد کند.
پرسش این است که چگونه میتوان در روستاهای خودمان نیز شرایطی فراهم کرد که ماندن و زندگیکردن، انتخابی همراه با رفاه، فرصت و امید باشد؟ به گمان من، پاسخ را باید در پیوند میان کیفیت زندگی و توان درآمدزایی روستا جستوجو کرد. راه، آب، مدرسه و مسکن مناسب ضروریاند؛ اما جوان روستایی باید بتواند مهارت کسب کند، کسبوکاری راه بیندازد، محصولش را بفروشد و برای آینده خانواده خود چشماندازی قابلاتکا ببیند. هزینه کمتر مسکن نیز زمانی مزیت زندگی در روستا خواهد بود که با دسترسی مناسب به شغل، آموزش، درمان، اینترنت و حملونقل همراه شود.
تجربههای جهانی برای طراحی چنین مسیری آموزندهاند. در رویکرد «لیدر» (LEADER) اتحادیه اروپا، نمایندگان جامعه محلی، کسبوکارها و نهادهای عمومی در قالب گروههای اقدام محلی گرد هم میآیند و برای توسعه منطقه خود برنامهریزی میکنند. این الگو، شناخت مردم از محل زندگیشان را به منابع مالی، تخصص و ظرفیت اجرایی پیوند میدهد.
جنوب کرمان؛ فرصتی برای برنامهریزی مشترک
برای جنوب کرمان نیز میتوان با الهام از این رویکرد و متناسب با شرایط منطقه، برنامهای مشترک برای توانمندسازی جوامع محلی طراحی کرد. نقطه شروع میتواند انتخاب چند روستا یا یک پهنه روستایی مشخص و بررسی ظرفیتهای اقتصادی، محدودیتهای آب، مهارتهای مردم و بازار محصولات آن باشد. سپس باید روشن شود کدام اقدامات میتوانند درآمد خانوار را به شکلی پایدار افزایش دهند.
قرار گذاشتیم در جلسهای که حدود دو هفته آینده برنامهریزی خواهد شد، تیم مشاور ایشان، رویکرد و طرحهای خود برای جنوب کرمان را ارائه کند. این جلسه فرصتی خواهد بود تا درباره نحوه همکاری و هماهنگی میان منابع دولتی در اختیار معاونت و سایر منابعی که برای بهبود کیفیت زندگی روستایی در جنوب استان هزینه میشود، دقیقتر گفتوگو کنیم.
در این میان، منابع مسئولیت اجتماعی شرکتها ظرفیت مهمی است. بنگاههای مختلف در جنوب کرمان برای فعالیتهای اجتماعی و عمرانی هزینه میکنند. با برنامهریزی مشترک میتوان این منابع و اعتبارات دولتی را بهگونهای هماهنگ کرد که اقدامات یکدیگر را تکمیل کنند و اثر ماندگارتری بر زندگی مردم داشته باشند. بخشی از این ظرفیت نیز میتواند به آموزش مهارت، تقویت کسبوکارهای محلی، دسترسی به بازار و ایجاد توان اداره و نگهداری پروژهها اختصاص یابد.
اتاق بازرگانی کرمان میتواند نقش هماهنگکننده این همکاری را بر عهده بگیرد؛ با جلب مشارکت شرکتها، ارتباط با دستگاههای اجرایی و استفاده از مشاوران حرفهای برای تدوین یک برنامه توسعهای علمی، عملیاتی و منسجم. برنامهای که مردم منطقه، بهویژه جوانان، زنان و تولیدکنندگان، از ابتدا در طراحی آن حضور مؤثر داشته باشند و اولویت پروژهها، سهم و مسئولیت هر مجموعه، زمانبندی اجرا و نحوه بهرهبرداری و نگهداری در آن مشخص باشد.
علی نقوی، رئیس کمیسیون سرمایه گذاری و امور زیربنایی اتاق کرمان