EN

یادداشت کمربند زرنگار منتشر شد

مرکز مطالعات و پژوهش‌های اقتصادی اتاق کرمان، در راستای ایفای نقش تحلیل و سیاست‌پژوهی خود، مجموعه‌ای از یادداشت‌های تخصصی را با هدف تبیین روندهای نوظهور اقتصاد سیاسی جهان، تحلیل تحولات ژئواکونومیک و استخراج دلالت‌های آن برای حکمرانی اقتصادی، توسعه صنعتی و ارتقای تاب‌آوری اقتصاد ایران تهیه و منتشر نموده است.

این سلسله یادداشت‌ها با نگاهی آینده‌نگر و مبتنی بر شواهد، تلاش دارد ضمن تحلیل تجربه‌های بین‌المللی، زمینه گفت‌وگوی سیاستی و تصمیم‌سازی آگاهانه را برای مدیران، فعالان اقتصادی و پژوهشگران فراهم آورد.

در اولین شماره با عنوان”کمربند زنگار” آمده است:

“این یادداشت جنگ غرب آسیا را نه فقط از منظر امنیت و ژئوپلیتیک، بلکه از زاویه اقتصاد سیاسی جدید آمریکا می‌خواند؛ اقتصادی که پس از سال‌ها جهانی‌سازی، دوباره به واژگانی مانند کارخانه، زنجیره تأمین، انرژی، تعرفه، تراشه و کریدور بازگشته است. جی.دی. ونس در این متن صرفاً یک سیاستمدار آمریکایی نیست؛ نشانه یک چرخش است. او راوی آمریکایی است که بخشی از آن احساس می‌کند جهانی‌سازی، کارخانه‌هایش را برده، طبقه کارگرش را فرسوده، و رؤیای آمریکایی را از درون تهی کرده است. از این منظر، صعود جی دی ونس یعنی بازگشت یک پرسش قدیمی به قلب سیاست آمریکا: اگر بازار آزاد به تضعیف بنیان صنعتی ملت بینجامد، آیا هنوز می‌توان آن را بی‌طرف و مقدس دانست؟ پاسخ راست جدید آمریکا روشن است: خیر. در نگاه ونس‌گرایانه، بازار باید با منطق امنیت ملی تنظیم شود. تراشه، انرژی، بندر، مسیر حمل‌ونقل و تولید داخلی دیگر موضوعات صرفاً اقتصادی نیستند؛ اجزای قدرت ملی‌اند. به همین دلیل، غرب آسیا برای آمریکا فقط میدان بحران‌های نظامی نیست؛ گره انرژی، تورم، زنجیره تأمین و رقابت با  چین است. در پشت این صحنه، چین حضور دارد؛ نه فقط به‌عنوان رقیب تجاری، بلکه به‌عنوان قدرتی که با کریدورها، بنادر، انرژی و ابتکار کمربند و راه، در حال بازطراحی جغرافیای اقتصاد جهانی است.

بنابراین رقابت آینده، فقط رقابت کارخانه‌ها و فناوری‌ها نیست؛ رقابت مسیرهاست. پیام اصلی برای ایران این است: جهان به سمت اقتصادی امنیتی‌تر، زنجیره‌ای‌تر و کریدوری‌تر می‌رود. در چنین جهانی، اقتصاد مقاومتی اگر به معنای انزوا و خودکفایی شعاری باشد، ناکارآمد است؛ اما اگر به معنای تاب‌آوری تولید، تکمیل زنجیره ارزش، تنوع بازارها، بهره‌وری انرژی و تبدیل جغرافیا به مزیت اقتصادی باشد، دقیقاً با منطق جهان جدید همخوان است.این یادداشت در نهایت می‌پرسد: در جهانی که کارخانه، نفتکش، تراشه، بندر، تعرفه و کریدور دوباره به زبان قدرت تبدیل شده‌اند، ایران چگونه می‌تواند از تماشاگر تحولات، به بازیگر هوشمند اقتصاد منطقه‌ای بدل شود؟”